قالب جديد

پريروز داشتم قالبهای پرشين بلاگ رو نگاه ميکردم. يهو اين خرس وصله پينه ای رو ديدم! يا به قول خودمون همون گرس!03.gif اين گرس وصله ای با اين جاهای دوخت رو تنش يه خاطره جالب رو واسه من زنده کرد! خاطره اولين هديه!!04.gif واسه همين هم گفتم حالا يه مدتی بذارم اين گرس مهربون قالب وبلاگم باشه!05.gif

اين ۲ روز همش داشتم واسه پروژه استاد (يا همون پروژه کارشناسی خودم!!) کار ميکردم! وقتی که کار پروژه هام يه گره ميخوره که ادامه کار به رد شدن از اين گره بستگی داره و اين يه گره هم باز نميشه که نميشه! بخصوص وقتی در قدمهای اوليه کار پيش مياد حسابی حالم گرفته ميشه!31.gif حالا هم به همين خاطر حالم گرفته است... فعلا که ولش کردم. تا حالا فردا ببينم کسی ميتونه مشکلمو حل کنه يا نه!04.gif آخه استاد هم که ماشالا هيچ وقت گره ها رو مستقيم خودش باز نميکنه! الان برم پيشش يه مقاله ميده دستم، ميگه اينو بخون مشکلت حل ميشه...15.gif حالا کی حال مقاله خوندن داره... اين دوستان عزيزی هم که مقاله ميدن که خيلی باحالن! تا حالا توجه کردين که يه چيزايی رو چقدر قشنگ ميپيچونن به نحوی که آدم آخرش اصلا نميفهمه چی شد اما نتيجه همونی شد که ميخواستيم!!18.gif

/ 2 نظر / 7 بازدید
حسام

ميبينم که گرسی شده وبلاگت! بله خب پيچيندون که نکته اساسی مقاله نوشتن است کلا!