این روزها

سلام

این روزها درگیری های ذهنیم زیاد شده. از آدمهایی که اطرافم هستن تعجب میکنم! ولی بعد فکر میکنم شاید تعجبی هم نداره! نمیدونم والا درست...

در عجبم از آدمهایی که فکر میکنن با یه بنگاه کاری کوچیک زدن و یه حقوقی به یه عده دادن (که حالا گاها میدن و نمیدن!!!) فکر میکنن خیلی مهم شدن. فکر میکنن دیگه حق دارن هر جوری رفتار کنن، هرجوری حرف بزنن، هرجوری عمل کنن! چرا؟ چون اسمشون شده رییس!! فکر میکنن شخصیت آدمها در سلطه اوناست و هروقت و هرجور که بخوان میتونن باهاش بازی کنن! بعد وقتی به تور آدمهایی مثل من میخورن که تحمل همچین رفتارها و برخوردهایی رو نداریم و عکس العمل نشون میدیم تازه بهشون بر هم میخوره!

در عجبم از دخترکان لوندی که سعی میکنن با حرکات و خنده ها و چشم و ابروهایشان جایگاه خودشون رو تثبیت کنن و اتفاقا موفق هم هستن و در عجبم از دخترکان! سرسخت و بداخلاق و جدی مثل خودم که نه به کسی اجازه میدن پا از گلیمش درازتر کنه و نه به کسی اجازه میدن حرف بی ربط بزنه و در عوض سرشون بکار خودشون هست و هر روز سوال و جواب میشن!

در عجبم از مدیر عاملهایی که مسئولیت و تعهد و نظم و ترتیب مال اونا نیست! فقط مال کارمندهای بیچاره 3 ماه حقوق نگرفته هست! اعتراض و توبیخ و تنبیه های بی حساب و کتاب (مثل کسر کار زدن برای کارمندی که قراردادش ساعتی هست و 202 ساعت هم در ماه کار کرده!!!!!!!!!!دلقک) هم حقش واسه کارفرما محفوظه

حالا بنظرشما تعجب کنم؟ ناراحت بشم؟ بهم بربخوره؟ دعوا کنم؟ بخندم؟ چی کار کنم بهتره؟نیشخند

/ 4 نظر / 13 بازدید
sepideh

هیچ کدوم عزیزم.اینجا ایرانه.همه جاش هم همین شکلیه.می تونی متاسف باشی اما تکرار دیدن این صحنه ها تعجب رو از بین میبره!

katayoun

kheili negaran nabash, taghriban ame jaye donya hamintore, be joz ghesmate hoghoogh nagereftanesh.

sepideh

بنویس دیگه مادر.بگذار ازت خبر داشته باشم

حورا

متاسفانه جای تعجب نداره... خودت رو ناراحت نکن عزیزم، فقط فکر خودت باش!