عروسی رفيق قديمی

مدتی هست که يه مقدار اوقات فراغتم زياد شده. خوب هنوذ هم برنامه ريزی خاصی براش ندارم. جز کلاس زبان که از هفته ديگه شروع ميشه و درس خوندن واسه کنکور فوق. واسه همين الان در وضعيت بيکاری بيشتر به سر ميبرم04.gif. يه چند وقتيه که همينجور پشت کامپيوتر و اينترنت که هستم وبلاگ گردی ميکنم. واقعا جالبه. اولا به نظرم يه جور سيستم وقت تلف کردن بود. يعنی اينجوری نگاه ميکردم که حالا اينترنت که هست و منم دارم وقت ميگذرونم ديگه. اما يه مدتيه که برام جالب شده. جالبه. اين همه آدم هر کدوم يه جور فکر ميکنن. يه آرزوهايی دارن. يه مشکلاتی دارن. نکته جالترش اينه که همه هم جوون ها هستن. کسايی که هم سن و سال خود آدمن. حتی درباره يه موضوع واحد هم نظرات خيلی مختلف جالبی وجود داره. آدم فکر ميکنه اين همه آدم، اين همه نظر و...

اين پروژه ليسانس ما هم بالاخره تموم شد. فقط دارم همش دعا دعا ميکنم که اساتيد گرام از خير دفاع بگذرن و نمره رو رد کنن!04.gif نميدونم چرا اصلا دوست ندارم که جلسه دفاعی واسه پروژه داشته باشم. حالا هم که خدا رو شکر ديگه فرصتی نمونده تا آخر شهريور. اميدوارم که بيخيال بشن!!

يه ذره هم اينجا از عروسی سپيده بگم. اين اولين باری بود که يکی از دوستای خيلی خيلی نزديک و صميمی من عروس ميشد!35.gifقبل از اينکه برم که احساس دوگانه ای داشتم. نميدونستم خوشحال بودم يا دلم گرفته بود. سر عروسی هم که کلی برنامه دوندگی و اينا شد ديگه بعد از کلی بدو بدو به عروسی سپيده خانم رسيديم. لحظه اول که ديدمش احساس کردم هيچ اتفاق خاصی نيفتاده فقط سپيده يه لباس سفيد عروس پوشيده!07.gif اما کم کم که زمان ميگذشت احساس ميکردم نه بابا يه اتفاقاتی افتاده! حالا شايد احساسم رو نتونم کامل توضيح بدم. اما يه لحظه حس کردم خيلی خيلی خوشحالم!!04.gifاينقدر که دلم ميخواد برم بغلش کنم حسابی ماچش کنم!!09.gif اما هنوز هم نميدونم که از الان به بعد سپيده واسه من همون سپيده قديمی هست که سر کلاس بغل دست هم مينشستيم و از ترک ديوار هم قصه ميساختيم واسه خنديدن و شاد بودن، يا بايد تغيير کرده باشه!!33.gif آخه ميگم که من در اين زمينه کاملا بی تجربه هستم04.gif

سپيده جونم اميدوارم که در زندگی جديدت به هر آرزوی قشنگی که داری برسی و کنار همسرت خوشبخت و شاد باشی07.gif

/ 3 نظر / 5 بازدید
سيد داود

با سلام اگر لطف کنيد بگيد من چجوری جوابها را مخفی نگه دارم با تشکر

سپيده

سلام عزيز عزيز من.ممنونم که واسم نوشتی و معذرت که دير جواب ميدم.دليلش هم نداشتن امکانات در منزل جديد است.سحری ،من مطمئنم که ما هر چقدر بزرگ بشيم يه چيزهايی در دلامون هست که ما رو يه هم نزديک نگه ميداره.چيزی به عمق يه عالمه خاطره و محبت.حتی اگه من و تو دنبال رشته های مختلف بريم،حتی اگه برای ديوار قصه نسازيم،حتی اگه ۷۷ ۸ تا بچه قد و نيم قد داشته باشيم!

ابي

ممنون که اومدي هميشه خوش باشي