سلام ... سلام

سلام

مدتهای مدیدی هست که ننوشتم. میتونم خیلی بهانه ها بیارم، اما شما به حساب همون تنبلی بذارین!چشمک

تابستون امسال خیلی خیلی انرژی من رو تحلیل بردخ. حالا نمیدونم واقعا گرما زیاد شده یا مشکل از منه یا مشکل افزایش سن و سال هست! نیشخند

از اول خرداد اومدم محل کار جدید. اینجا مثلا اینترنت داره اما یه چیزی در مایه های اینترانته بیشتر تا اینترنت! یک بخش حراست هم داره که 1-2 روز پیش به منم گیر داد که خانم رضایی حجابتون عقبه!!!!!تعجب آخه من؟؟؟؟!!!!! هیپنوتیزم به جز اینا مشکل دیگه ای نیست و اوضاع خوبه!

مدتی هست که از روزمرگی خشته شدم. دلم یه سری برنامه های هیجان انگیز میخواد! مسافرتی، فعالیت هنری, فعالیت ادبی یا... اما نه فرصتش هست نه زمان و موقعیت برنامه ریزی و هماهنگی.

این خلاصه ای از وضعیت حال حاضر بود. حالا که راه دور زدن اینترنت شرکت رو پیدا کردم بیشتر میام و مینویسم! چشمک

/ 2 نظر / 7 بازدید
الهام

هی... کی باورش میشه اینجا بازم آپ شد.....[چشمک] مبارک کار جدید انشالله کم کم جا می افتی و بیش از پیش به محل کار جدیدت علاقمند میشی......[لبخند]

حورا

سلام سحر بانو! خوبی؟ ممنوووون... این کوچولو که هنوز نیومده ما رو خانه نشین کرده! فقط منتظرم این چند هفته به خیر و خوشی بگذره تا بتونم کمی از خونه بیرون برم!! بعضی وقتها فکر می کنم چه ریسکی کردم!! اما به خودم امیدواری میدم که بالاخره این روزها تموم میشه و انشاالله که خوشحالتر و سالم تر میشم... خونه موندن خیلی سخته! اون هم وقتی که پدر و مادرم تهران نیستند و اینجا احساس تنهایی میکنم... سعی میکنم ناشکری نکنم و قدر همسر خوب و کمک های خداوند مهربون رو بدونم... شما خوبین؟ محل کار جدیدت خوبه؟ چرا دیگه نمی نویسی؟