ايرانی...

چند روز پيش رفته بوديم تو يه کفش فروشي، يه خانمی اومد يه کفشی انتخاب کرد و بالا و پايين و اندازه کرد و آخر پرسيد قيمتش چنده؟ مغازه دار گفت ۳۳۰۰۰ تومان. خانم بر افروخته شد گفت مگه کجاييه؟ مغازه دار هم با اعتماد به نفس گفت کار خودمونه خانم! ايرانيه! خانم ديگه حسابی عصبانی شد گفت کفش ايرانی و ۳۳۰۰۰ تومان؟! من فکر کردم ايتاليايی يا چينی هست با اين قيمت!!

حيف کف اون شب واسه مهمونی فردا شبش رفته بوديم خريد و حسابی خسته بودم وگرنه همون جا بهش ميگفتم خانم جان اتفاقا کفش از جمله اون موارد استثناست که ايرانيش اينقدر ميرزه!! بعدم حالا ايتاليايی هيچی! شما حاضری واسه کفش چينی اينقدر پول بدی ولی واسه ايرانی نه؟!

جالبه واقعا ما تا کجا خودمون رو باختيم! اصلا ديگه معياری وجود نداره برامون! فقط ميگيم ايرانی نه!!

پينوشت (شوخی آميز!!): آقای جعفريانی من کجا سپيده خانم شما رو از درس باز انداختم؟! 04.gif اولا که اون روز خودم تحويل پروژه داشتم و مشغول شيطنت بودم!18.gif ثانيا اصلا سپيده خودش دفتر يادداشتش رو در آورد و چت رو شروع کرد!!03.gif ثالثا عرض که کردم اين فعاليتها نه تنها مانع پيشرفت تحصيلی نيست، که باعث آن نيز هست!!22.gif 18.gif

/ 2 نظر / 5 بازدید
سپيده

اصلا می دونی سحر،اين شيطنت ها جزو ذاتيات کلاسه.هر کس پشت اين ميز بشينه ،يه جور شيطونی بچگونه ميره زير پوستش.اين آقای جعفريانی فکر کنم موقع نوشتن نظر حس آدم بزرگا رو داشته!!

ابي

از دو طرف مورد حمله قرار گرفتم.تسليم شدم.شيطوني كنيد و خوش باشيد.