وقايع اتفاقيه

در اين يک هفته اخير اول از همه که نذرم رو به جا آوردم و يکشنبه هفته پيش در پياده روی خيابان نقش بر زمين شدم!04.gif به اين ترتيب علاوه بر ايجاد شور و شعف برای عده ای از همسايگان از خجالت زانوی مبارک هم در اومدم... يه مدتی بود هيچ بلايی سرش نياورده بودم!03.gif18.gif من نميدونم چرا هر از گاهی انگار بايد يه بلايی سر خودم بيارم!! خلاصه اين بار بر خلاف بارهای قبل حرف هيچ کس را گوش نداده و حسابی سفت و محکم بستمش و پمادماليش کردم به اين ترتيب فرصتی برای ورم کدن پيدا نکرد و به کبودی رضايت داد04.gif نتيجه اخلاقی اين که خودم زبون دست و پام رو بهتر ميفهمم! حتما بايد باهاشون اينجوری برخورد کرد که زود خوب شن!!20.gif

بله بعد از اون جای شما خالی امروز هم مبتلا به يه بيماری شدم به اسم مرد شادکن!!04.gif من نميدونم اين چه مدلشه که ۲ دفعه هست به محض اينکه سرما ميخورم لارنژيت ميشم و صدام تا مدتی در نمياد که نمياد 30.gif27.gif18.gif به اين ترتيب بعضی ها يه جورايی يه نفس راحت ميکشن03.gif حالا هم باز از امروز شروع شده ديگه خوب شدنش با خداست25.gif

دکتر لوکاس عزيز هم که چهره ماندگار شد07.gif واقعا حقش بود به نظر من... ايکاش همه به حق انتخاب ميشدن (ديگه من نميتونم بيشتر از اين توضيح بدم شما خودتون حديث مفصل بخوانيد از اين مجمل!03.gif)

اين هفته بگذره زودتر من راحت شم... برام دعا کنيد...05.gif

/ 2 نظر / 9 بازدید
مريم

سلام.حالا پات بهتره؟.کلا اين موضوع ناراحتی که برای زانو هات داری از ياد برده بودم...راستی منم خيلی خوشحالم کارو چهره ماندگار شد.

ابوالفضل

سلام خوبيد شما ؟ اصلا فکر نميکردم شما هم وبلاگ نويس باشيد داشتم تو وبلاگ ها مچرخيدم به اين وبلاگ رسيدم يه چند تا از مطالب رو خوندم بعد ديدم زير مطالب نوشته سحر رضایی عدل ميل تون رو نگاه کردم بعد ديدم آره خودتونيد همه مطالب وبلاگ تون رو خوندم هم قشنگ مينويسيد هم زندگی قشنگی داريد اين مطلب وقايع اتفاقيه رو هم که خوندم يه جوری نوشته بوديد که ادم به جای اينکه از زمين خوردن تون ناراحت بشه خندش ميگيره خلاصه ببخشيد اگه خنديدم