خود شناسی

یه موضوعی هست که خیلی وقته منو درگیر خودش کرده. اونم اینه که از خودم فاصله گرفتم! قدیم تر ها خیلی خیلی راحت از پس خودم بر میومدم. اما این خود من اینقدر تازگی ها سخت و صلب شده که هر کاری میکنم نمیتونم باهاش بازی کنم و کلنجار برم! خوب این خیلی بده! چون این من هستم که شرایط و موقعیتها رو میسازم و اگه نتونم هدایتشون کنم و بازیشون بدم خیلی اوضاع خراب میشه. و واقعا هم خراب شدن اوضاع رو در چند مورد اخیر به عینه دیدم و نتونستم کاری بکنم. این دیگه بدترین قسمتش هست! که آدم بدونه یه چیزی داره خراب میشه اما نتونه کاری بکنه. در صورتیکه قبلا میتونسته. به هر حال بحث مهمی هست و مشکل اصلی اینه که هنوز من نمیدونم این اتفاق چرا افتاده! بخاطر اینه که من عوض شدم؟ یا تواناییهام رو از دست دادم؟ یا تمرکزم رو از دست دادم؟ نمیدونم و این خودش مسئله رو پیچیده تر میکنه.
 همین یه درد دل ساده بود!01.gif

/ 4 نظر / 9 بازدید
امیرارسلان

سلام و عرض ادب با اجازه وب شما را مطالعه كردم و مطالبش به نظرم مفيد و ارزشمند آمد . خوب مي نويسيد . خسته نباشيد . در صورت امكان تبادل لينك كنيم تا در صورت امكان از مطالب وب استفاده كنيم . منتظر جواب شما هستم . موفق و موئد باشيد . [تایید][گل][خداحافظ]

حورا

سلام سحر جان، خوبی؟ به نظرم يه کم با خودت راحت تر باش، اين عدم راحتی با خود ممکنه برای هر کسی پيش بياد، برای خودم که زياد پيش اومده، يه دليلش می تونه اين باشه که سر آدم شلوغ باشه و وقت نکنه که با خودش به اندازه کافی خلوت کنه و حرف بزنه... شاد و پيروز باشی خانوم مهندس [گل]

الهام

از این بستت خوشم اومد!دردو دل.هرچند ساده[لبخند] احتمالا فکرت درگیر مسائل مختلف شده و همین تمرکزتو خراب کرده وگرنه من که شخصا به تواناییهات ایمان دارم[لبخند] افکار برو بخش ذهنتو هرچی بیشتر جمع و جور کنی راحت تر به همش می رسی[لبخند] منتظر یه بست شااااااد ازت هستم[ماچ]

مریم

سلام سحر جونم. بعضی اتفاقا هستن که آدم فکر می کنه همه تقصیر ها به خودش بر می گرده.به نظر من بهترین حالت اینه که آدم باز هم روحیه اش رو حفظ کنه.من خودم تو این جور موقع ها خیلی عصبی میشم اما سعی می کنم زود فراموشش کنم.در ضمن با این الهام خانوم هم موافقم و مطمئنم تو روحیه مدیریتیت خیلی خوبه و به خوبی می تونی از پس اوضاع بر بیای..راستی مرسی از راهنمایی هات.برام دعا کن.[قلب][ماچ]