کار کردن یا نکردن مسئله این است!

سلام

از اونجاییکه دیدم واسه همه این استعفای من موضوع جالبی شده گفتم بیام و یه پست در این رابطه بنویسم!

در ابتدا 2 مقدمه مهم بگم:

1- من اصولا با وجودی که به شدت به امور خانم خانه و خانه داری عقیده دارم, و دوستان نزدیک هم میدونن که خودم از پیشتازان این امور هستم, معتقدم که کار کردن بیرون از خونه برای خانم ها خیلی خوبه و حتی تا حدودی لازمه. به نظر من تلاش خانم ها در خونه باعث طراوت و آرامش و نظم و نسخ گرفتن زندگی میشه و کار بیرون باعث رشد و پرورش اجتماعیشون میشه و اصولا باعث میشه که با واقعیتها و حقایق دور و برشون بیشتر آشنا بشن و این خودش کمک میکنه که بهتر و منطقی تر زندگی کنن.

2- من در اینجا قصد ندارم چهره کسی رو مخدوش کنم. اگر از مدیر عاملم هم حرف میزنم باید این توضیح رو بدم که ایشون در ابتدا و اصولا آدم خوبی بود! اما متاسفانه همونطور که دکتر سروش هم در جایی به بفصیل توضیح دادن, سیر قدرت و ثروت میتونه به راحتی آدم رو تغییر بده و تبدیل به یه شخص دیگه بکنه! لذا آدم اگر قرار شد در این مسیر قرار بگیره باید خیلی مواظب خودش باشه!

بله! در شرکت ما مدتی بود که حقوق طبیعی و مسلم کارمندان نقض میشد! مثل حقوق ندادن، عدم تنظیم قرارداد, عدم ارائه فیش حقوقی, عدم ارائه لیست بیمه, کسریات بی مورد و بی منطق (مثلا برای افراد ساعتی!), زیر سوال بردن بی مورد و از سر بهانه جویی کار مهندسین, ایراد گیری های بی مورد, حتی عدم رعایت احترام در برخورد با پرسنل. ما هم همگی مدتها بود که این شرایط رو تحمل میکردیم. این تحمل هم دلایل مختلفی داشت. یکی مثل من که مدت بیشتری بود اونجا بودم به حرمت گذشته نسبتا خوب رییس و افراد جدیدتر به امید بهتر شدن آینده یا ترس از کار پیدا نکردن و یا تفکر اینکه همه جا همینطوره! (که البته در مورد آخر تبلیغات رییس هم بی تاثیر نبود!) تا اینکه رفتارهای غیر خطی رییس بیشتر و بیشتر شد. تا جاییکه معترضین به این وضع با اخراج مواجه شدن! اونم به زشت ترین حالت ممکن! یعنی ساعت 5 بعد از ظهر احضار شدن و بهشون گفته شد که از فردا دیگه نیاین سر کار! (با وجودی که حتی در قراردادها هم صراحتا نوشته شده بود که قطع همکاری از طرف هر کدام از طرفین مستلزم اعلام از یک ماه جلوتر هست!)

خلاصه این اتفاقات باعث شد که من خیلی به فکر فرو برم! و نتیجه این شد که استعفا دادم! البته در همینجا هم تاکید میکنم که اقدام به این حرکت و اصرار بر اون خیلی هم تصمیم ساده ای نبود!

ببینید من به این نتیجه رسیدم که برای خیلی از ماها (منظورم بویژه ما خانم هاست!) کار کردن کم کم تبدیل به یه ژست اجتماعی شده! و به نظرم دلیل استقبال کارفرماها هم از استخدام خانمها تا حدودی همینه! چون میدونن که ماها صدامون در نمیاد و هر کاری بهمون بگن انجام میدیم. اعتراض هم کمتر میکنیم و خیال اونا راحت تره! من در همین محیط کاریمون دیدم که به خانمی کاری به مراتب کمتر از توانایی هاش داده شده و صداش در نیومده. در حالیکه جاهای دیگه براحتی میتونه کارهای متناسب تر با تواناییهاش و مدرکش انجام بده! یا دیدم که به خانم منشی گفته شده کار پیک رو انجام بده و اون بی هیچ اعتراضی انجام داده! من به این نتیجه رسیدم که این اقدام رییس فقط برای ترسوندن ما از اعتراض و نتیجش که اخراجه بود! ما میترسیم که اگه کار نکنیم همه بگن تو خونه نشسته! یا نتونسته کار پیدا کنه! یا دروغ میگه بیرونش کردن! ما باید بفهمیم واسه چی داریم کار میکنیم. به نظر من در کار هم حتی خانم ها باید خیلی بیشتر از آقایون مواظب شانشون باشن. من استعفا دادم چون نمیخواستم تحت هر شرایطی و فقط از سر عدم اعتماد به نفس و تهدید رییس اونجا بمونم. چون نمیخواستم یه نفر فقط بخاطر اینکه رییسه و فکر میکنه قدرتی داره به خودش اجازه بده با من در آینده هرجوری رفتار کنه. چون از تهدید و ارعاب بدم میاد. چون بنظرم کار نکردن بهتر از کار کردن با این شرایط هست! و حالا رییس مونده و بهت استعفای من و پا در هوا موندن بخش ابزار دقیق! و من خوشحالم که کاری رو نکردم که اون میخواست یعنی ترس و کنار اومدن با شرایط موجود!

ببخشید خیلی حرف زدم!نیشخند

/ 4 نظر / 15 بازدید
sepideh

عزيزم.كار درستي كردي. خيلي اوقات لازمه اين جسارت رو داشته باشه تا موفعيت هاي نا خوشايند رو حذف كنه.و قطعا هر موقعيتي رو نميشه تحمل كرد.بايدد يك حداقل هايي رعايت بشه.حالا اون خط قرمز براي آدم هاي مختلف متفاوته.اميدوارم كه در هر حل از شرايط راضي باشي.چه با كار كردن چه نكردن.يا يه شرايط كاري عالي برايت پيش بيايد.[ماچ]

حورا

سلام. کار خیلی خوبی کردی... کاش همه شجاعت این کار رو داشتند...

الهام

من دقیقا نمی دونم کجا کار میکردی ولی تاجایی که یادمه و از نوشته هات می فهمم شرکت خصوصی بودی. این برخوردها تو این تیپ شرکتها خیلی زیاده و البته مراکز دولتی هم جور دیگه ایه که...!!! شما که می تونین با آقا حسام شرکت بزنین، هم رشته هستین و طبق اطلاعات من، حداقل تو با روال پروژه گرفتن یه آشنایی اولیه داری که می تونه برای شروع یه شرکت جدید کمکتون کنه. کم کم و کم کم شرکت بزرگ و بزرگتر میشه. آقا بالاسری هم نیست و تو هم به عنوان یه خانم هم شانت حفظ میشه، هم پیشرفت و انگیزه پیش روتونه، و هم میتونی وقتت را برای کارهای خانه و زندگی اونجوری که می خوای تنظیم کنی....[چشمک]

الهام

سلام... من هنوزم بنظرم نمیاد خیلی اشتباه منظورتو فهمیدم!!!! چون بعید میدونم بعد از اینکه بچه شما هم دکتری بگیره روال پروژه گرفتن در ایران تغییری بکنه به نظرم امد با داشتن شرکتی که خود آدم بنیان گذارش باشه لا اقل میشه شرایط را به ایده آل خود آدم نزدیک کرد. وگرنه شرکت دیگه رفتن تا حدی میتونه کارگشا باشه. ضمنا شرکت زدن اونم شرکت درست و حسابی خیلی خیلی... وقت انرژی /زمان و سرمایه و نیروی کار خبره لازم داره ولی من و مازیار اگه زمانی بخواییم شرکتی بزنیم حتما از یه شرکت کوچک شروع میکنیم و قدم به قدم که خبره تر شدیم زمان و سرمایه بیشتری روش میذاریم. پیشنهادم این بود که تا زمانی که آقا حسام دکتری را میگیرن و وقت آزاد بیشتری پیدا میکنن میشه تو کم کم شروع کنی و پایه های اولیه و روال کلی شرکت شکل بگیره ضمن اینکه برنامه زمانیت هم دست خوته و وقت آزادت هم قابل تنظیمه. وگرنه نه در توانایییهای تو شکی هست ونه در ایده آل خواهیت برای شرکتتون[چشمک] انشالله که هر تصمیمی که میگیری بهترین باشه[لبخند]