پراکنده

يه مدتی بود پرشين بلاگ رو کامپيوتر من باز نميشد! نميدونم مشکل چی بود! يه هر حال الان ديدم که باز ميشه!04.gif

۱ شنبه اين هفته رفتم ديدن سپيده دانشکده حقوق. گفت بيا اين کلاسمون خوبه! اما خداييش تنها کاری که نکرديم استفاده از کلاس آموزش حقوق بشر بود!!!18.gif باز ياد دوران مدرسه افتاديم و کاغذ بازی بود که ميکرديم!! فقط قبلنا مصور سر کلاس چت ميکرديم! داستانهای دنباله دار و شکلک های خنده دار! الان ديگه يه نمه بزرگ شده بوديم!03.gif يادش بخير! خيلی خوش ميگذشت بهمون! يادمه اون موقعها يکی از آشناها اومده بود خونمون کتاب فيزيک۲ ازم خواست! نميدونستم اون کتاب رو چه جوری بدم دستش!! نميشد هم بگم ندارم که! آخر با هزار بالا و پايين منصرفش کردم از گرفتن کتاب!!18.gif خواهرم هم چند وقت پيشا يکی دو تا از دفتر کتابام رو گرفته بود چون ماشالا از ۶-۷ سال پيش تا حالا که نظام آموزشی تغيير خاصی نکرده! ميگفت اينا چيه؟ شماها سر کلاس درس ميخوندين؟04.gif گفتم بله! ميبينی که آخرشم من مهندسی برق قبول شدم سپيده هم حقوق تارا هم گرافيک!!18.gif تازه هر سه هم دانشگاه تهران!!!05.gif ميگفت آهان پس رمز موفقيتتون اينا بوده!03.gif

بله خلاصه کلی ياد اون زمانها افتادم.

اثرات و عواقب رييس جديد دانشگاه هم داره کم کم خودشو نشون ميده! اولا خيلی تلاش ميشد که وانمود بشه اين آقا خيلی هم اون چهره ای نيست که همه ازش ترسيم کردن! اما خوب کاملا طبيعی بود که گذر زمان بهترين قاضی هست! خيلی هم زود همه چيز برملا شد اتفاقا! واقعا حيف از دانشگاه تهران! حيف از اين استادا که تا چند وقت ديگه برگه بازنشستگی زودتر از موعد اجباری رو ميزشون مياد! ولی باز خوبه دانشجو ها بازم يه حرکتی از خودشون نشون دادن! وگرنه که خيلی بد ميشد!

منم ديروز آخرين ميان ترم مقطع ليسانس رو دادم!!04.gif

خوب فکر کنم همين ديگه!!

/ 3 نظر / 4 بازدید
حسام

مبارکه! ميبينم که به سلامتی مشکلات حل شد و باز اينجا راه افتاد!

سپيده

می دونی سحر من حس ميکنم ما هنوز هممون بچه های دبيرستانی هستيم که فقط تو يه قالب بزرگتر داريم بازی می کنيم.کسی چه می دونه؟شايد همه همينطور باشند!

ابي

قرار نشد كه سپيده ما رو از درس خوندن بندازي!!!