آنچه گذشت...

سلام

یه مدتی نبودم. از اینترنت شرکت استفاده نمیکنم چون جدیدا تعبیر به سو استفاده از امکانات شرکت شده!تعجب خونه هم اینترنت ذغالی بود و اعصاب آدم دچار اختلال میشد هنگام کار کردن باهاش!کلافهلذا ما بر آن شدیم تا یک اینترنت درست و حسابی از برای منزل ابتیاع نماییم. الان خوشحالیم از داشتن اینترنت پر سرعت و خوب در خانه!مژه

مدتیستکه با آقای همسر قرار گذاشتیم شبها به پیاده روی میرویم. معمولا در پارک گفتگو. دیشب در حین پیاده روی متوجه شدم که نمایشگاه گل و گیاهی دایر هست در اون اطراف. با شوق و ذوق گفتم بریم نمایشگاه گل و آقای همسر هم قبول کرد. شوق و ذوقم دیری نپایی! چون روی پله اول پام گیر کرد و زمین خوردم و از نواحی دست، پا و انگشت دچار کوفتگی شدم! اما یه وقت فکر نکنین از رو رفتم و نمایشگاه روبیخیال شدم ها!!!! خیر با همون وضعیت همه نمایشگاه رو هم دیدم!نیشخند بسیار زیبا بود! از یه برگ سبزی خیلی خوشم اومد. اما آقای مسئول غرفه گفت فروشی نیست!ناراحت حالا اگه جای دیگه دیدمش حتما میخرمش. آخه آقای همسر دستش سبزه و یه گیاه خیلی خوشگل تو خونه داره.

از کارم استعفا دادم. گرچه هنوز رییس جوابی نداده اما دلم میخواذ هرچه زودتر جوابمو بده و موافقت کنه. از محیط اینجا خسته شدم دیگه. دلم یه کمی آرامش میخواد. این بود همه وقایع این مدت.

/ 3 نظر / 22 بازدید
sepideh

چقدر خبر باهم.الان چطوری دخترم؟دست و پات که نشکست دخترم؟هی میگم دختر باید سر به زیر باشه گوش ندادی ها! چرا استعفا دادی؟یعنی الان هیچ جا کار نمیکنی؟؟آقای همسر کارش چطور شد؟

katayoun

ا چرا؟ مگه کارت خوب نبود؟ منم ۴-۵ تا گلدون دارم ولی‌ غیر از یکیش که شمعدونی بقیه نمیدونم چی‌ هستن.

حورا

پارک گفتگو خیلی قشنگ و خوبه، فقط ورود و خروجش سخته! ورودی های کمی داره! نمایشگاه خیلی زیبا بود... استعفا؟؟ فکر می کردم از کارت راضی هستی... امیدوارم به زودی از دستشون راحت بشی... و البته وقتی دلت خواست بری سر کار یه جای خوب پیدا کنی... من هم دلم استراحت میخواد...