سحر نامه

اینجا دفترچه خاطرات منه. میخوام همراه دوستان بنویسم و بخونم

عکس

سلام. من بالاخره از اين دختر خوشگلام ۲ تا عکس گرفتم الان ملت ميگن چه نديد بديد!! بچه هام اين چند روزه آفتاب نخوردن، رشدشون متوقف شده! تازه يکيشون هم ناقص بود! نصف گلبرگاش از نصف بقيش کوچيکتر بود! يه چند روزی طول کشيد تا همشون اندازه هم بشن

 بله اينم از گلهای من!

ماه رمضان هم ديگه داره کم کم تموم ميشه. گرچه خودم که فکر ميکنم تقريبا و تحقيقا هيچ بهره ای ازش نبردم! و فقط گرسنگی و تشنگيش عايدم شد. اما انشاالله که خداوند حداقل نظر لطف خودش رو شامل حال من کنه و بی نصيب نگذارتمون.

ديگه اينکه زندگی کسالت باره و دوست نداشتنی!! کاش يه اتفاق خوب بيفته اين بارونهای اخير البته اتفاق خوبيه من بارون خيلی دوست دارم. بخصوص هوای بعد از بارون رو

نکته جالب اين ماه رمضون اينکه ترافيک خيلی با سالهای ديگه فرق کرده! البته وزير محترم کشور چند روز پيش تشريف آوردن تو تلويزيون و فرمودن که بله اين بخاطر برنامه ريزی های کارشناسی و کار شبانه روزی ما بوده ديگه خداوند خودش ميدونه که اين برنامه ريزی ها و... چی بوده جريانش!! داشتم فکر ميکردم که حالا راستی راستی دوره بعدی انتخابات رييس جمهور چه اتفاقی ميفته... فکر کنم بايد صبر کرد و ديد چون من که به شخصه هيچ نظر خاصی ندارم... حالا نميدونم چی شد که يهو ياد اين موضوع افتادم...

اين دو روز هم که تلويزيون حال ما رو گرفت با اين برنامه ها و ويژه برنامه ها و تحليل ها و... در مورد فلسطين! من نميدونم چرا يکی نيست به حال مردم مملکت خودمون رسيدگی کنه. خودمون کم گرفتاری و مشکل داريم؟ والا معضلاتی که ما تو جامعه داريم، اثراتش فکر نکنم کمتر از اتفاقات فلسطين باشه

همش که افکار منفی شد! اشکال نداره اون گلها رو به عنوان افکار مثبت در نظر بگيرين!

التماس دعا

پ.ن: عکس ها درست شد!

  
نویسنده : سحر رضایی عدل ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٩
تگ ها :